to malinger, to feign illness, to shirk
to malinger
to feign illness
to shirk
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او تمارض کرد تا بتواند در خانه بماند و درس بخواند.
She feigned illness so she could stay home and study.
او برای فرار از رفتن به سرکار تمارض کرد.
He malingered to avoid going to work.
او چنان ماهرانه تمارض کرد که حتی پزشک هم باورش شد.
He feigned illness so convincingly that even the doctor believed him.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تمارض کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تمارض کردن